X
تبلیغات
وبلاگ ستایش - کولیک پد

وبلاگ ستایش

خاطرات زندگی ستایش از زمان تولد

سی و هفتمین روز تولدم

اول بد نیست در مورد سفر چند روز پیش به یزد بنویسم اون روز عصر ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه ویزیت داشتیم اسم دکتر سهیل بن رضوی بود که در پست قبلی اشتباه گفتم اون روز دکتر منو ویزیت کرد خیلی ترسیده بودم گریه می کردم و دکتر پس از معاینه به بابام گفت مبتلا به کولیک هستم و باید برای سونوگرافی مراجعه کنم همون موقع همراه اقای چوپان زاده به سونوگرافی رفتیم اونجا خیلی شلوغ بود ولی چون من خیلی گریه میکردم زود به ما نوبت دادند و ما داخل شدیم خوشبختانه نتیجه سونوگرافی خوب بود وتنها مشکل کولیکشبانگاهی بود که اون هم در اکثر نوزادان تا سه ماهگی طبیعی بود البته داروهای زادی به من دادند شربت کولیک پد -شربت گرایپ مسینجر -قطره نیستات برای برفک دهان و پماد وازلین و شربت دیفن هیدرامین بعضی از اینها خیلی بد مزه هستند مثل شربت کولیک پد ولی مجبورم تحمل کنم البته همراه با اینها مجبورم هر روز قطره آ+د هم مصرف کنم این بود شرحماجرای یزد رفتن ما.

میخوام یه چیزبگم امیدوارم بابام ناراحت نشه راستش وقتی مامانم منومی بوسه من خیلی اذیت نمیشم اما وقتی بابام منو با سبیلاش میبوسه خیلی اذیت میشم میدونم بابام منو دوست داره اما کاش میدونست خیلی اذیت میشم.

راستی یه خبر دیگه و اون اینکه پنجشنبه شب۲۶/۳/۹۰ عمووعمه هام اومدم خونه اما بچه هاشون خیلی اذیت میکردن منم ترجیح دادم همش بخوابم و موقعی اونها رفتن بیدار شدم.

توصیه با باباها و مامانا: گریه های شبانگاهی ما بچه ها تا چهار ماهگی طبیعی است تا جایی که امکان داره بجای استفاده از شربت کولیک پد و گریپ مسینجر سعی کنید ماشین سواری را هنگام گریه های شبانگاهی امتحان کنید چون خیلی بهتر از این داروهاست و در واقع این داروها خیلی بما کمک نمیکنن ضمنا شربت گریب مسینجر تا قبل از تغییر رنگ دادان(تیره شدن) یا شکرک زدن قابل مصرف است در صورتی که شکرک  باشه اونو به نی نی های گلتون ندین و کلا سعی کنید غیر از غیر از قطره های مکمل (آ+د)ومولتی ویتامین داروی دیگری بما نی نی ها ندین حتی موقع سرماخوردگی هم سعی کنید دارو بما ندین چون نه تنها هیچ کمکی بما نمیکنه بلکه برای ما ضرر داره با گرم نگه داشتن ما و تنظیم دمای اتاق و استفاده از شیر مادر کم کم حالمون خوب میشه

واسه امروز بسه پس تا بعد.....


برچسب‌ها: کولیک پد, گرایپ مسینجر, گرمیچر, گریه های شبانگاهی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 10:4  توسط ستایش عظیمی راویز  |